علماي اسلام معتقدند که هيچ مسئله اي بعد از توحيد به اهميت حق و عدل نمي رسد همانطوري که مسئله توحيد در تمام اعتقادات ديني و اخلاقي مسلمانان ريشه دارد اداي حقوق ديگران نيز از آنچنان اهميتي برخوردار است که بعد از اعتقاد به يگانگي خدا چيزي به پاي آن نمي رسد و در تمام شئون اجتماعي مسلمين جايگاه مخصوصي دارد. در اين مقاله انواع حق از نگاه مولا علي عليه السلام بررسي شده است.
حق الناس

حضرت علي عليه السلام در اهميت حقوق مردم مي فرمايد:
سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روي خارهاي سعدان (خار سه شعبه و گزنده) به سر ببرم و يا با غل و زنجير به اين سو و آن سو کشيده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت، در حالي ملاقات کنم که به بعضي از بندگان خدا ستم نموده، و به ناحق چيزي از اموال عمومي را غصب کرده باشم.(1)
آيا اين سخنان گهربار، به مسئولين جوامع اسلامي و امت اسلام براي هميشه هشدار نمي دهد؟ بسيارند کساني که ادعاي دينداري مي کنند ولي بي ميل نيستند که از راه هاي نامشروع و تعدي به حقوق اين و آن، به مطلوب خود دست يابند چنانکه بعضي از اين افراد، به آن امام بزرگوار پيشنهاد مي کردند حال که حکومت اسلامي به دست شما رسيده چه اشکال دارد که از هر راهي به اهداف خود دست يابيد؟! ولي آن حضرت در جواب آنها مي فرمايد: آيا به من دستورمي دهيد که براي پيروي از جور و ستم و رفتار ناحق درباره امت اسلامي که بر آنها ولايت دارم استفاده کنم؟ به خدا قسم تا عمر دارم و تا شب و روز از پي هم مي آيند و ستارگان يکي پس از ديگري طلوع و غروب مي کنند هرگز چنين کاري نخواهم کرد.(2)
اهميت حق و عدل

در تفسير قرآن کريم آورده اند: روزي دو کودک خردسال هر کدام خطي نوشته و به حضور امام حسن مجتبي عليه السلام شرفياب شدند و از آن جناب خواستند که بهترين خط را انتخاب نمايد. در اين موقع امام علي عليه السلام ناظر اين صحنه بود به فرزند خود امام مجتبي عليه السلام فرمود: پسرم نگاه کن که چگونه داوري خواهي کرد و حق را به صاحب حق خواهي داد زيرا اين يک قصاوت است و خداوند تعالي در روز قيامت، از چگونگي آن از تو سوال خواهد کرد. (3) مي بينيم براي مسئله اي به اين کوچکي که از ديد ما شايد آنقدر کم اهميت است که قابل ذکر نيست، حضرت امام علي عليه السلام تا آنجا به اين مسئله اهميت مي دهد که به فرزندش چنين اخطار مي کند.
احترام به حقوق مردم

حضرت علي عليه السلام در سال 36 هجري حکومت اسلام را به دست گرفت. در نهج البلاغه آمده است که آن حضرت به مامور جمع آوري ماليات در مورد مراعات حقوق مردم اينگونه سفارش فرموده است: در مسير راه، هيچ مسلماني را نترسان يا با زور و قلدري از زمين او عبور نکن. و افزون تر از حقوق الهي از او مگير، و هر گاه به قبيله اي رسيدي در کنار آبشان فرود آي و وارد خانه کسي از آنها مشو... تا آنجا که فرمود: پس به آنها سلام کن، و در سلام و مهرباني کوتاهي نکن سپس مي گويي: اي بندگان خدا مرا ولي خدا و جانشين او به سوي شما فرستاده، تا حق خدا را که در اموال شما است تحويل گيرم، آيا در اموال شما حقي است که به نماينده او بپردازيد؟
چون برادرت از تو جدا شود تو پيوند دوستي را برقرار کن، اگر او روي برگرداند تو مهرباني کن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامي که او دوري مي گزيند تو نزديک شو، و چون او سخت مي گيرد تو آسان گير... تا آنجا که مي فرمايد: چنانچه گويي بنده او هستي، و مثل اين که او صاحب نعمت تو باشد.
اگر کسي گفت: نه، ديگر به او مراجعه نکن، و اگر کسي پاسخ داد آري، همراهش برو بدون اين که او را بترساني، يا تهديد کني،... تا آنجا که فرمود:
و اگر داراي گوسفند يا شتري بود، بدون اجازه اش داخل مشو که اکثر اموال از آن او است، آنگاه که داخل شدي مانند اشخاص سلطه گر و سخت گير رفتار مکن. در کجاي دنيا سراغ داريد که زمامداري در اوج قدرت، نسبت به مردم اينگونه سفارش کند؟ (4)
حقوق دوستان

گاهي پيش مي آيد که دو نفر دوست که سال ها با هم در کمال صميميت و مهرباني زيسته اند و تحمل يکديگر را در گرفتاري ها داشته اند ولي به خاطر اندک چيزي با يکديگر قهر نموده و از هم جدا شده اند، و شيطان هم با دسيسه هاي اهريمني خود پيوند دوباره آنها را ناممکن ساخته است. اميرالمومنين عليه السلام درباره ايجاد رابطه بين دو دوست، با بيان گهربار خود به فرزندش امام مجتبي عليه السلام مي فرمايد: چون برادرت از تو جدا شود تو پيوند دوستي را برقرار کن، اگر او روي برگرداند تو مهرباني کن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامي که او دوري مي گزيند تو نزديک شو، و چون او سخت مي گيرد تو آسان گير... تا آنجا که مي فرمايد: چنانچه گويي بنده او هستي، و مثل اين که او صاحب نعمت تو باشد. (5)
رعايت حقوق و حدود دوستي

مهرباني و گذشت هر چند بسيار عالي است اما بايد بدانيم که در همه جا کاربرد ندارد بلکه در جايش ارزشمند است، همان طوري که خشم وغضب نيز جايگاه خودش را دارد اگر در جايي که نبايد اعمال شود به کار رود به قول معروف به جاي اين که ابرو را درست کند چشم را کور مي نمايد سعدي مي گويد:
تواضع گرچه محبوب است و اجر بيکران دارد نشايد کرد با هر کس که هيبت را زيان دارد
حضرت اميرالمومنين در نهج البلاغه مي فرمايد: خداوند سبحان حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم قرار داده است، پس هر کس که براي اداء حقوق بندگان خدا قيام کند، در حقيقت، اين عمل، او را به اداي حقوق الهي مي کشاند.
به همين دليل حضرت علي عليه السلام بعد از آن رهنمود بسيار زيبا به فرزند ارجمندش، امام مجتبي عليه السلام در رعايت حقوق دوستان، براي اين که حدود و مرز محبت ها را نسبت به برادران ديني و دوستان معين کند بلافاصله به دنبال آن سخنان، مي فرمايد: مبادا دستورات ياد شده را با انسان هايي که سزاوار آن نيستند انجام دهي، يا دوستي و گذشت را در غير موضعش به کار ببري ... تا آنجا که فرمود:
با آن کس که با تو درشتي کرده، به نرمي رفتار کن که اميد است به زودي در برابر تو نرم شود.
حقوق برادري

آن حضرت در شناخت دقيق حقوق برادري مي فرمايد:
دوست، دوست نمي شود مگر آن که حقوق برادرش را در سه جا محفوظ نگه دارد: در فقر و گرفتاري و در نبود او، و همچنين بعد از وفات او. (6) و منظور از "نبود او" يعني همينطور که در حضورش از او دفاع مي کند در نبودش نيز از حقوق وي دفاع نمايد.
حقوق متقابل امام و امت
امام در رابطه با حقوق متقابل امام و امت اينگونه خطاب مي کند و م
ي فرمايد:
اي مردم مرا بر شما حقي است و شما را نيز بر من حقي واجب شده است. اما حق شما بر من آن است که خير خواه شما باشم و بيت المال را ميان شما عادلانه تقسيم کنم و شما را آموزش دهم تا بي سواد و نادان نباشيد و شما را تربيت کنم تا راه و رسم زندگي را بدانيد.
و اما حق من بر شما اين است که در بيعت با من وفادار باشيد، و در آشکار و نهان برايم خيرخواهي کنيد و هر گاه شما را فرا خواندم اجابت کنيد، و چون شما را فرمان دادم اطاعت کنيد. (8)
آن حضرت اين سخنراني را در آغاز پذيرش حکومت اسلام در سال 36 هجري ايراد فرموده است و در بخش ديگر از اين خطبه مي فرمايد: پس مسلمان کسي است که مسلمانان ديگر از زبان و دستش در امان باشند مگر آنجا که حق باشد ... (9)
يعني آنجا که قانون حکم مي کند مجرمي تنبيه شود تامين امنيت اجتماعي در گرو اجراي عدالت اسلامي است و بايد آن مجرم از هر دسته و گروهي که باشد حد شرعي بر او جاري شود؛ پس اگر في المثل مجرمي شلاق مي خورد اين عمل، ظلم نيست بلکه عين حق و عدل است و شلاق زننده نيز به حق عمل کرده است نه به باطل.
بزرگي حق الناس

در اهميت و بزرگي حق مردم و مقدم بودن حق الناس بر خدا همين بس که خداوند تعالي خودش حقوق بندگانش را بر حقوق خويش مقدم شمرده چنانکه حضرت اميرالمومنين در نهج البلاغه مي فرمايد: خداوند سبحان حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم قرار داده است، پس هر کس که براي اداء حقوق بندگان خدا قيام کند، در حقيقت، اين عمل، او را به اداي حقوق الهي مي کشاند. (10)
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 8:30 بعد از ظهر  توسط محمدحسين ملايي كندلوسي
|